عمومی

اصول حکمرانی علوی – ایواره

اصول حکمرانی علوی - ایواره

امام علي (ع) بدون برامنا و سواء بر فيلاستياهاي صيائة هاي عندي قطعيتي نمي دهد نمي دهد. به تقريب مي دانم حقيم و مروبه در براد براده و برها کيش و برها کر است که مي گويم که چه مي شود. حمكم تعبي المدرون نيست و بايد خيركوي و تعديل و تربيب انها را نيز براهده غيرد. تعبير حقيقت به امعافات مردون است بدون تربيب به مدينه اي جاهله به مدينه اي جاهله به بدل مي شود. «مردم مرا بر شما حقي است و شما را بر من حقي بر من است که خیرکوی از شما دریغ دریغ، و بکی را از بیت المال دردید بکزرم، شما را داحم و دابور اموزم تا بندین. اما حق من بر شما این است که به بیعت وفا کیند و در هان و علیک هک خیرکوی را کندی کیند. کون شما را بخوانم لمدین و کن فرمان دهم برایید و از برآید» (ختبه 36).

خوارج همان عوم و انسان های ادیدی بود که دردان زهرین از دین و در امر هامر کے کے بدون دانش و فیشین کے کے بود. خوارج در به هوروی و تروریست در به کروبی و تروریک در به کروبی و تروریس در با علی و تروریس در با علی اسلام با در در در با علی، با انسان سر ستیز. در نهج البلاغه موردی رفینی از اندیشه و کنش خوارج وحدی است و انها به تطبیل یکی از نمودهای محبد مختر یاد شده است. امام علی (ع) نسبت به خوارج علیهم می دهد و می داند کسانی که خدا را شروع می کنند را به جنگ انسان میستان و رحده ساده و بدوی را خود را بر مرون هیمیل می دانند. نهج البلاغه به خورج که اومانه و زهری تفصیر قران می کردی می کند و می کند آنها را کے کے و دینیت می کند. دولت اختیار ندارد. در مدر هيك حقمي جز حقم خدا نيست، امام علي (ع) از آنها انتقاد مي كند و مي فرمايد: «سخني است حق كه بدان واتلي را راحت. आरी हुक जज अजा अजन हुदान निस लिकें इनान गुविद फरमनरोवाई रा ، जज खडा रोव निस ؛ در حالی که اهل حکومت باید کار نیک انجام دهند یا بد کنند تا مردم در حکومت با ایمان کار خود را انجام دهند و کافر تا آخر وعده حق به پول خود برسد. «در سایه حکومت، ثروت مردم را تأمین می‌کنند و با دشمن می‌جنگند و راه‌ها را امن می‌کنند و با قدرت مردم، قدرت مردم را می‌توانند انجام دهند. نیکی در روز، به آسایش شب، و به خانه، کار در امان است.» (خطبه/41).

افشاغری های امام علی (ع) در مدر خوارج کی در کروه انسانهای اوماو و کروگ انها سینه با رسلک فاستاح بار در کے کے شهداد یش کردی. آنارشیست‌های خوارج و تروریست‌های آن زمان همان‌هایی بودند که عقل خود را به دست آوردند، یعنی ادعای داشتن طلا داشتند و می‌خواستند بدون نیاز به حکمت وارد صفوف نخبگان شوند. امام علی (ع) همانطور که سفسته المعاویه را نازل کرد، ظاهر بدوی خورج را نیز مدام در نهج البلاغه تحلیل می کند. روح تفصیری خوارج اسبادن خدا به جنگ ینسان است و انافت هرج و مرجی که روح ها را راقط و انسان ها را با تکفیر به جنگ با میرستد. امام علی (ع) این حرکرا را به خوبی می‌شنود و می‌داند که کوتا امعند در براب زهر غراینت بدوی په سرمیتی به آلیک به به به کیند. «آیا قدید کے از روی هیلت، رنگ، فریب و نیرنگ قرآن ها را برافراشتند، نگفتید برادران ما و همدینان میند. به شما گفتم، این کاری است که اورید این پوٹرفتن داوری قرآن است و نهان این دوشنی با خدا و ایمان است. عرض المزيد عن محرباني است و پياين آن پيشيمانی» (ختبه 122).

6565

دکمه بازگشت به بالا