عمومی

روایتی از آن واقعه بزرگ

روایتی از آن واقعه بزرگ

خیلی گرم است

و صحره غسته تفتیده که گویی اتشی است بر زیر خاکستر

و خورشید جهانتاب در میان عسمان بر سر!

بعد از آخرین حج

جميع زايران بسته وَ درمانده، همه در عشق وسل اهل و خانه، با شتبي شرك و بي پياين و در سهراي خُم هيران!

हमे पुच पुच कनान गुडिया हुडीय इन चे दु

خوديا آين كه سهرايي است و آين غرماي تكتگ فرسا كجا ما را تحمل هست؟

كه ما را اندرين وقت و مكان غرم و تفتيده نبي معمور بر جموع و تحفظة صحة؟

मेर चे अधिया रुख है। ता कह मर्डु रा बा

امر بر گردهمای کرده پربهم؟

מגר נה מא הגיגّ אחר רא בה האחר ראסול הקוק בה עבריה،

و انگین با شتابی خاص مصرف را به سوی خانه هامان راه پیماییم؟

ولی نه، گویا رحبار پیامی بس مهم دارد!

و و و و می ورایت مردو را به استثنا بودن آن تحریر می کند!

که ناغه از ستاد رحبر همه یک پیام امرانه می آید که

بخور اي مردون حجج كردة باز آستيد!

هر انکس gone back و هر کو در اکک هست زود بر مردو بـیوند،

و خود را از جمعة دور نجورد!

صدا از قاصدان و كاوشان كاروان برخاست و در سهرا ببيكيد

که ای مردو همانهای کے در برائی دور بشتابید و آنهای کے سبکت را

دوباره انتخاب شد.

مُمْمَّمْ قوییا می بریں از امر امریک با خلایک پرده بردارد!

و إن امر محمول باید تا روز قیامت در ذهن هر مسلمانی ریشه دواند.

سكوتي حمره گفت و مغو بر خلق حقم شد

و كم مردمان از هر ترف بر گِرد بركه جمع غستند.

و إين بركه غديري بود كه در تاريخ به خم مشور غرده است.

****

هوا غرم است ومردم در سكوت خود نَفَس در سينه ها محبوس غدرانيده.

همه در انتیرد تا بینند،

کاتم پمهران در لهمان فرامة حجش که می ورایت بفرماید؟

و یا از ربّ یکتایش که به سر دارد؟

در آن آثنا هجاز اشتران را روی هم کردان و زان ها منبری بستند تا پروبه ختم بر آن بالا رود،

تا هر که در آن سهراست و را باز می کند.

سخنرانی پیامبر آغاز شد و پس از حمد و ثنای خلیک یکتا مفتاح!

بگفتا ای جمیع مسملین من را کمید ادمی دیدید؟

و ایا من شما را بد هدیاد کرده و تقسیری به کارم در وسطی بود؟

همه گفتند نه

خدا شاهد و ناظر است که تو در هدایت مردم هستی.

و بر امر هيدة شرق مشتقة بودي!

كلمة گفت و گفت انسان كه مردوب بر ترقي غريه فيدند و سر بر خاك بنهادند.

که بود آئین امر بلازیلمی بس محقول و بر دین خدا محتّم کی آن سان بایدش خلک کودا از آنک خبر هیبدی!

درتس است گر محمد، در هوای غرم و تقتی فرسا باباهری بر خلایک باز می گوید:

که ای مدروب

من عاشق علی هستم!

علی، ابن عم و داماد من هست و به و خاصه دلباندم!

अगर अमर इन चिनिन मी बोद ، मरदानहा निमी जाई की इन दूस दूस खुशावंदी रा नाइड

Ба чунни корога в программа бы интернет брайш сахень араие издоровь о?

کجا ابراز عشق و دوستی می کنید؟

महाबाद आश्वाहा इ फित्र व अखकलानी و हााنام.

بدیهی است در کونین بهتر، از پهم راسول راستین در علم،

بعيد است سر زند YA فيكر و بهدة!

از آن رو بس بدیهی است امر بیلامش در سهرا بسی برتر از حد دوستی

و یا عرض المزید بر آن، سنتول بهدا.

به هرحال و

پس از حمد و ثنای خلیک یکتا بگفتا حزرت طاها که من مامورم از بالا ک تا ویم ک کے و ثنای خلیک یکتا بگفتا

آن را بدانید، مردم!

من از نظر آين بهما زيد دوشمان بدوم بسي ترسان! و در بريلام آن تبديدها كردم كا تا جبريل بر من تا سه بار بهما اورد هان!

بَلِّغ

رسان بر مردون آئین امر محتم را ک کر کنید از انگ کجا مردو شنسند دین خاتم را؟

נובות בא ולאיאת קאפמ מי גרדע!

مترس از خائنان و كفران و ملحدان، خدا بهد نگهدارت و و و هذهمه همور است.

*****

و كون گفتي و بر مردون را امر والا را، و كون بر خليفت را كردي را مولا را.

کونون خلیک ز تو راضی است که اسلام دین حق باگی است و تا روز قماما امر و ساریست و اختما کود بر ردومان جایریست.

و إن امر محمول تحميل الحجت بود; אגר קה ברהא קובל אז קונין וקעקה، אלי רא ענשין גפיטי ו או רא ינקדין

بیاد آر روز انثاری کہ کہوان ر ا بخواندی تا تو را یاری روزیند! و در آن بازی،

بگفتی انکسی کو یاریت ساخت، وسی و جانشین تو شد.

سه بار آئین گورته را کرکردی کردی و در هر سه بار علی تناه، ندیت را صلابت وار لبیک گفت!

بیاد آر آن شبی را کو علی بر جای تو خوبید و هستی کنش را وقف جان پاک تو گرداند!

آری!

علی مولود کعبه است و به دست مریبان حزر ختمی رسل نیکو بـرورده است!

که کس انگور خود را به سایل داد همنگ نماز و ایه در حق که کس کردی نازل؟

بیاد أر کون به جنگ موته عازم کستی و ابن عمت را جای خود بھذاشتی،

و شماتت ها فزون کست و علی را زین امل کاکس کمگینی!

به و گفتی کے

تو ذهدی جانشین موسیِ امران کو حارونی برای من. و تناه فرق ین است که بعد از من دغر پمهری ناظرین شد.

نبی – پیامبر!

حق متبدل را ادا كردي و در آين روز محمول غوغا نمودي!

و حالا حضرت حق به کارت راضی است.

كه دين كامل شد و نعم تومي غست و اسلام اين شد.

و تعویم خلایق فهمید!

کھ گر آیین حق بدون رحبر و مولا کیم کے راه پیمایند؟

کتاب، تنها نمی توادن راه بنماید، مفصر می دهد و آین جز با حوضر حزرت مولا و استندن تقدید می نامیک یافت. بقیه از عهده این کار برنمی آییم!

*****

غدير روز امامت، روز واحدة، روز شوكت شد بريا هر كه عسلمش بود يسلام صلى الله عليه وسلم.

در آئین روز عزیز است مومینان با هم به پیمان اخوت شاد می کرد و از بیگانگی دوری بجویند و به اسلام دین راستین پایبند بایبند.

سلام بر مردم جهان!

عزیزم تو این روز رو داری

منتید واحدة را، بناسازید اخوت را، فروکاهید زلمت را، غدیر عید ولیات را گرمی تر ز جان دردید،

که اسلام با تومی وجود، خود را به علم خوش نشان می دهد!

مباركة بادتان آين عيد فرخنده، به روح و جان پرستنده، ز حبل الله عسمت ني برازير!

بمانید!

دکمه بازگشت به بالا